حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2665
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
آهن صيقل يافته يا پارچههاى پولادين ميتابيد ، سوارهنظام پارتى جلوه و شكوه حيرتآورى داشت . چنين به نظر ميآيد ، كه اين سوارها سپر نداشتند ، زيرا آنها را كلاهخود و زره از اين سلاح دفاعى مستغنى ميداشت . اسلحهء تعرّضى سپاه سنگين اسلحه عبارت بود از : نيزهء ضخيم و محكم بلند و تير و كمان و شمشيرى دو دمه شبيه بقمه . قمه وقتى به كار ميرفت ، كه با دشمن دست بگريبان ميشدند سوارهاى سنگين اسلحه اسبهايشان را هم با زره يا با برگستوانى از چرم مسلّح ميساختند و قطعاتى از آهن يا پولاد بر آن نصب ميكردند . چنين بود اسلحهء دفاعى و تعرّضى سوارهنظام سنگين اسلحه . امّا سوارهنظام سبك اسلحه نه كلاهخودى داشت ، نه زرهى و نه برگستوانى و اسلحهء تعرّضى نيز منحصر به تير و كمان بود . اين دسته با اين مقصود ، تدارك شده بود ، كه سبكسار و چستوچالاك باشد بخصوص ، در جدال جنگ و گريز . زيرا پارتيها در اين اسلوب جنگ شهرتى بسزا داشتند . وقتى كه جنگ شروع ميشد ، اينها بدشمن حمله كرده باران تير بر آن ميباريدند و ، چون در تيراندازى ماهر بودند ، تلفات زياد بدشمن وارد ميآوردند ، در اين وقت سپاه سنگين اسلحهء رومى براى اينكه زودتر داخل جنگ تنبتن گرديده ، اين سواران سبكاسلحه را تارومار كند ، با حرارت حمله كرده با اين سوارهنظام داخل كارزار ميشد ، ولى ناگهان سواران سبكاسلحهء پارتى پشت برگردانيده فرار ميكردند . در اينحال وجد و شعف روميها را حدّى نبود و ، چون آنها ميپنداشتند ، كه پارتيها واقعا رو بفرار گذاردهاند ، شتابان و سخت بتعقيب دشمن ميپرداختند ، امّا پارتيها در اينحال بهر طرف فرار كرده و دشمن را از عقب خود كشانيده از ميدان جنگ خارج ميساختند و ، چون پارتيها در سوارى ماهرتر از روميها بودند ، روميها بپارتيها نميرسيدند و پارتيها دائما برگشته باران تير بطور قيقاج بروميها ميباريدند . از طرف ديگر معلوم است ، كه بر اثر تعقيب روميها پارتيها را ، صفوف سپاه رومى بهم مىخورد و اين وضع دوام مييافت تا آنكه بكلّى سپاه مذكور پراكنده ، خسته و فرسوده ميگشت ، زيرا رسيدن بسواران